• داروی سرخود

    تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : درست دارو مصرف کنید   بیمارستان چه خبر بود؟!  

    چند وقت پیش یه مریضی رو دیدم بیمارستان، که لنفوم(یه نوع سرطان سلولای ایمنی) داش و گره لنفاوی گردنی سمت چپش تورم کرده بود. بعد به جای اینکه بیاد و درمان کنه، رفته بود سر خود کورتون (داروی ضد التهاب) مصرف کرده بود. اونم برای یه مدت طولانی و هر هفته.
    برای یه مدت ورمش فروکش کرده بود ولی کم کم عوارض داروش پیدا شد. به علاوه خود بیماریش هم به جای اینکه تظاهر پیدا کنه و پزشک متوجه بشه، علائمش مخفی شده بود.

    به نظر خیلی وقت می رسید که دارو رو مصرف می کرد چون کلاً قیافش مثل یه کوشینگی(ترشح بیش از حد کورتون در بدن) شده بود یعنی صورت و بدنش چاق شده بود و دست و پاش لاغر، پشت گردنش بوفالوهامپ(علامتی مثل گردن بوفالو که در اثر تجمع چربی ایحاد می شود) ایجاد شده بود.

    یعنی با این دوز و مدتی که این مریض، دارو مصرف می کرد، علاوه بر مشکل اصلیش، دچار نارسایی آدرنال(غده ی فوق کلیه) هم شده بود و اگه یکدفعه داروهاش قطع می شد، فشارش شدیداً می افتاد و می مرد. برای همین استادمون علاوه بر دارو های یگه، مقداری کورتون هم براش نوشته بود.

    وقتی با استادمون رفتیم بهش سر زدیم، استادمون بهش تأکید کرد که خودت دیگه کورتون نخور من برات نوشتم اینجا بهت می دن.
    گفت باشه.
    وقتی از اتاق رفتیم بیرون، یکی از مریضا که هم اتاقیش بود و دم در وایساده بود گفت که این هنوز خودش هم داره کورتون می خوره.
    یعنی علم و نظر دکتر متخصصش هیچ، نظر خودش مهم تر بوده.

    نمی دونم چرا بعضی مریضا فکر می کنن خودشون بهتر می دونن چشونه و چطور خودشون رو درمان کنن. هزار و یک بلا سر خودشون میارن و آخرش...

    خلاصه نمی دونم آخر عاقبت این مریض چی شد، ولی همین نکته رو می خواستم بگم که داروی سر خود مصرف کردن، یعنی یه چیزی مثل این آقا! مریضی شما رو که درمان نمی کنه هیچ، کلی عوارض هم ایجاد میکنه.

    یادمه اون اوایل قبولیم تو کنکور، یه روز پسر عموم گفت دیشب اینجای صورتم(روی فک تحتانیش) یه چیز دایره ای سفت زده بود. می تونه آبسه باشه؟»
    گفتم:« آره.»
    گفت:« منم برای همین جنتامایسین شروع کردم هر دو ساعت!»

    بیچاره نمی دونست که همین جنتامایسین با این دوز وحشتناک، چه آسیبی به کلیه و شنواییش می زنه.

    خواهشاً مراقب خودتون باشید...

    والسلام


    برچسب ها : کورتون ,  نارسایی آدرنال ,  کوشینگ ,  ماسکه شدن علائم لنفوم ,  جنتامایسین هر 2 ساعت ,  خودشون بهتر می دونن چشونه ,  مراقب خودتون باشید , 
  • منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟

    تاریخ : سه شنبه 13 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : ایران، نقد، جامعه و ...  

    منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟

    آنطور که لغت نامه ی عمید نوشته است، نقد یعنی «جدا کردن سره از نا سره». واگر اینطور باشد، پاک کردن عدس از سنگ و کلوخ، نوعی نقد است. که البته به نظر کار درستی می آید.

    و باز فرهنگ عمید می گوید انتقاد یعنی:« بحث کردن درباره ی مقاله یا کتاب، بطوریکه خوبی ها و بدی هایش آشکار شود.» پس به طور کلی می توان از مطالب بالا اینطور بدست آورد که نقد، یعنی بیان خوبی ها و بدی های چیزی به این منظور که سره از ناسره جدا شود و چیزی پاک و عاری از عیب و آلودگی بدست آید. همانطور که در پاک کردن عدس، سنگ ها جدا می شود و تنها عدس که در اینجا «سره» است باقی می ماند.

    اما اگر این کار( نقد ) خوب است و کار را می پالاید و از عیوب پاک می کند، چرا گاهی در برابر آن موضع گیری می شود؟ چرا عده ای خوش ندارند کسی آنها را پالایش و از عیوب بری کند؟

    برای درک بهتر این موضوع، اجزای تشکیل دهنده ی نقد را بر می شماریم. نقد کننده، نقد شونده و عیب مورد نقد. و برای اینکه متوجه شویم که چه عاملی باعث قبول ناپذیر شدن یک نقد می شود، عیوب هریک را ( با توجه به برداشت خودمان) بیان می کنیم.

    نقد کننده:

    منتقد یا نقاد کسی را گویند که عیوب و خوبی های یک کتاب، یک فیلم، یک کار و یا حتی یک شخص را بیان می کند. در واقع این شخص همان کسی است که عدس ها را پاک می کند. پس شاید روش این شخص باشد که مشخص می کند یک نقد قابل پذیرش است یا نه.

    مولای متقیان امام علی علیه السلام می فرماید:« عیوب دوستانتان را به آنها هدیه کنید.» و شاید این یک نکته ی کلیدی باشد. فرض کنید شخصی با چکش بخواهد عدس پاک کند. چیزی که در آخر می ماند خرده های مخلوط عدس و سنگ است که جز دور ریختن به هیچ دردی نمی خورد.

    هر حرفی، روشی و بیانی دارد و آنطور که از کلام امام علی علیه السلام بر می آید، نقاد باید با عشق و دلسوزی، عیوب را طوری بیان کند که نقد شونده نه تنها موضع نگیرد، بلکه با جان و دل بپذیرد.

    متأسفانه چیزی که در حال حاضر رواج دارد، این است که نقد و انتقاد به جای آنکه در خدمت پالایش باشد، در دست تخریب چیانی قرار گرفته که از این شمشیر برای بریدن سر نقد شونده استفاده می کنند. که البته نه تنها موجب رفع عیوب نمی شود، بلکه باعث دلسردی نقد شونده و سوختن اثر وی می شود. شاید بتوان نقد منصفانه را پیشنهاد کرد که همانا بیان توأمان عیب و خوبیست.

    البته باید مد نظر داشت که برای جدا کردن آهن خالص از سنگ آهن، باید از کلنگ و تیشه و آسیاب و آتش استفاده کرد. پس می توان گفت که همیشه اینطور نیست که بتوان با حرف و به صورت مسالمت آمیز چیزی را با نقد درست کرد. گاهی شدت عمل می خواهد. چیزی که مهم است این است که عدس را از سنگ آهن تشخیص بدهیم. و البته نکته ی مشترک هر دو روش، عشق و دلسوزی نقد کننده است.

    نقد شونده:

    گاهی می بینیم که با اینکه نقدی منصفانه است و با اینکه از سر دلسوزی بیان می شود، اما نقد شونده نمی پذیرد که عیبی دارد. و این عیب دیگری، علاوه بر آن عیب اول است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند:« حق را بپذیر حتی اگر از دشمنت شنیده باشی». چه برسد به اینکه آنرا از زبان دوستی خیر خواه، یا دانشجویی دردمند بشنویم. گاهی می شود که می بینیم عدس هایمان سنگ دارد، ولی دست دوستیِ دوستی را که برای پیرایش آن دراز شده نمی پذیریم و این عیبیست بزرگ که شاید مانع پیشرفت و ترقی ما شود.

    دوستی می گفت، یک درخت همیشه به شاخه نیاز ندارد. گاهی نیاز به باغبانی دارد که شاخه ها را حرص کند. و وقتی درخت حرص شد، آنوقت تنومند و بلند می شود.

    چیزی که هرکسی باید بداند این است که لزوماً هر نقدی به معنای دشمنی، و هر نقادی به منزله دشمن نیست. نقد می تواند مانند قیچی باغبانی، عیوب درخت وجود ما را حرص و به نقاط قوت ما مجال رشد و بالندگی دهد.

    عیب مورد نقد:

    گفتیم که نقد کردن، بیان عیوب و خوبی هاست. اما همیشه مثل قضیه پاک کردن عدس نیست که سره از ناسره قابل جدا سازی باشد. گاهی می شود که عیبی هست، ولی توان حل آن نیست. فرض کنید چشم شخصی کور است. چه سود از اینکه هر ساعت بگوئیم آقا چشمت کور است در حالی که می دانیم این مشکل حل نمی شود؟ چه سود که مدام از پوسیده بودن جامه ی کسی عیب بگیریم در حالی که برای تعویضش پولی در کف ندارد؟ چیزی که در نهایت از این نقد عاید می شود، ناراحتی و برخورد قهری کسیست که بر حل عیبش ناتوان است.

    چیزی که هست این است که اگر به درونمان مراجعه کنیم، همه ما درجاتی از این عیوب را در درون خودمان می بینیم. امیدواریم روزی برسد که بتوانیم دست دوستیِ دوستی را که برای پاک کردن عدسهایمان از سنگِ عیوب دراز شده، محکم بفشاریم و بگذاریم دوستی با حرص کردن درخت وجودمان، مجال رشد به نقاط قوتمان بدهد. و روزی بیاید که نقد، قیچی باغبانی باشد، نه تبر و نقاد، باغبان باشد، نه هیزم شکن!

    والسلام


    برچسب ها : حق پذیر ,  پزشک مسلمان ,  فرهنگ عمید ,  جدا کردن سره از نا سره ,  عیوب دوستانتان را به آنها هدیه کنید ,  پاک کردن عدس نوعی نقد است ,  منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟ , 
  • پزشکان مسلمان...

    تاریخ : سه شنبه 13 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : دل تنگم میگه...   یه سوزن به خودم  

    اون وقتا وقتی که هنوز دانشگاه قبول نشده بودم، تصورم از پزشک و علوم پزشکی، مثل مردم عادی بود. یعنی همون پزشکای پول دوست زیرمیزی بگیر بی نماز!

    نمی دونم شاید هم فقط من اینطوری فکر می کردم. ولی بالاخره اینطوری فکر می کردم. برای همین تصمیم داشتم اگه دانشگاه قبول شدم و رشته م، پزشکی یا یه چیزی مثل این شد، بشم اولین پزشک مسلمان ایران!؟
    آرزو بود دیگه. بچه بودم و فقط نوک دماغمو می دیدم. نمی دیدم زحمتایی رو که بعضی دکترا می کشن.
    مثلاً دکتر «دروشی» رو نمی شناختم که با چه دغدغه و دلسوزی ای وضعیت مریضاشو پیگیری می کنه و چطوری از خواب و کار و زندگیش میگذره به خاطر سلامت مریضش.

    ندیده بودم واریس پاهای دکتر «میر حسینی» رو که همه میگن بد اخلاقه ولی خداییش نه علمش کمه و نه تعهدش. فقط دلش می خواد مریض درمانشو درست پیگیری کنه.

    نمی دونستم که دکتر «رحیمیان» از صبح زود که میاد بیمارستان، تا شب که ساعت 1 و 2 بامداد بر می گرده 2 ساعت هم استراحت نمی کنه.

    سخت گیری دکتر «مردانی» رو ندیده بودم که چطور با کسایی که جون مریض رو به خطر می ندازن برخورد میکنه.

    نمازای دکتر«رجایی» رو ندیده بودم. فکر می کردم فقط منم که ... .

    هیچ کدوم از اینا رو ندیده بودم و نشنیده بودم. فقط اینو از تلوزیون شنیده بودم که دکترا زیر میزی می گیرن.

    خوب بچه بودم و دهن بین. ولی الآن که همه ی اینا رو دیدم، مطمئنم که پزشکای مسلمان خیلی بیشتر از اونی هستن که من فکر می کردم.

    من هنوز کوچیک تر از اونی هستم که بخوام یه پزشک مسلمان مثل اساتیدم بشم.
    خیلی کوچیک تر...


    برچسب ها : پزشک مسلمان ,  پزشکان مسلمان ,  زیرمیزی پزشکان ,  دکتر رحیمیان ,  دکتر میرحسینی ,  سخت گیری های دکتر مردانی ,  دلسوزی های دکتر دروشی , 
  • فقط یه مورد اشتباه كافیه تا...

    تاریخ : چهارشنبه 7 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : درست دارو مصرف کنید   بیمارستان چه خبر بود؟!  

    این عبارت رو خیلی شنیدید كه دارو سر خود مصرف نكنید. شاید هم فكر كردید كه اینو دكترا برای درآمد خودشون میگن.
    خیلی وقتا هم شده كه دارویی رو سرخود مصرف كردید و وقتی رفتید دكتر بازم همونو براتون نوشته. اونوقت با خودتون گفتید كه«بیا خودمم كه همینو می خوردم‌‌!»

    می خوام یه خاطره براتون تعریف كنم:

    چند وقت پیش استادم تعریف می كرد كه خانمی بهش مراجعه كرده بود كه خودش می گفت كم كاری تیروئید داره. ولی آزمایش و علائمش به پركاری بیشتر می خورد. شرح حال كه ازش گرفته بودن معلوم شد كه چند وقت پیش، آزمایش تیروئید داده بود و به تشخیص شوهر خواهرش كم كاری تیروئید داشته و بازم به تشخیص شوهرخواهرش قرص لووتیروكسین رو روزانه ناشتا شروع به مصرف می كنه.

    فكر می كنید شغل شوهر خاهرش چی بو؟     قصاب

    این خانم در واقع مبتلا به پركاری تیروئید بود. ولی به جای مراجعه به دكتر، طبق تجویز شوهر خواهر قصابش دقیقاً درمان مخالفش یعنی كم كاری تیروئید رو دریافت می كرد. خودتون حدث بزنید كه چه بلایی سرش اومده. اگزوفتالمی(بیرون زدگی چشم ها) شدید و ترمور(لرزش) و پوكی استخوان و كلی علائم آزار دهنده كه بعضی هاش غیر قابل بررگشت شده بود.



    اینا همش فقط نتیجه ی یه اظهار نظر از یه فرد نا آگاهه.


    شاید خیلی پیش بیاد كه تشخیص شما و تجویز داروتون با نظر پزشكتون یكی در بیاد. ولی فقط یه مورد اشتباه كافیه تا آسیب جبران ناپذیری به بدن خودتون بزنید.

    خواهش می كنم ازتون كه مراقب خودتون باشید و به جز نظر دكترتون، توصیه ی هیچ كسی رو برای درمان بیماریتون قبول نكنید.

    والسلام


    برچسب ها : هاپرتیروئیدی ,  شوهر خواهر ,  تجویز داروی اشتباه ,  فقط یه اشتباه كافیه ,  مصرف سرخود دارو ,  اظهار نظر از یه فرد نا آگاهه ,  پزشك مسلمان , 
  • خدا خیرخواه ماست...

    تاریخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : دل تنگم میگه...  

    اصولا من درک نمی کنم عده ای رو که برای رسیدن به جایی هزار نذر و دعا می کنن، ولی وقتی رسیدن به مقصود، دیگه خدا رو بنده نیستن!

    خدا لعنت کنه این شیطان رو. اگه به جایی رسیدیم، میگه خودت کردی و ما رو به غرور می کشونه. و اگه نرسیدیم، اونوقت میاد و نارضایتی از خدا رو توی دلمون میندازه.
    «خدایا من که اینقد دعا کردم، چرا بهم ندادی؟ چرا قبول نشدم؟» آخرشم میشه اینکه دیگه نماز نمیخونیم. انگار که نماز نخونیم به خدا ضرری می رسه!

    ولی من حداقل الآن می دونم که خدا جز خیر ما چیز دیگه ای نمی خواد. یه زمانی بود که من توی یکی از درسا مشکل پیدا کردم. کلی دعا کردم که کارم به ترم تابستونی نیفته. ولی در نهایت نشد و مجبور شدم
    تابستون، ماه رمضون، برم کرمانشاه و درسمو بگذرونم. اما اگر الآن ازم بپرسید، اون تابستوم بهترین ماه رمضون عمرم رو گذروندم. دوستای خوبی پیدا کردم که خیلی به دردم خوردن. به علاوه اینکه درسمو با نمره ی خوبی گذروندم.

    خلاصه از این اتفاقات زیاد افتاده برام. به قول اون آیه ی قرآن که می فرماید« وَ عَسی أَن تَكْرَهُوا شیْئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَّكمْ وَ عَسی أَن تُحِبُّوا شیْئاً وَ هُوَ شرٌّ لَّكُمْوَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏»(216 بقره) و چه بسا چیزها كه شما از آن كراهت دارید در حالی كه خیرتان در آن است و چه بسا چیزها كه دوست می‏دارید در حالی كه شر شما در آن است و خدا خیر و شر شما را می‏داند و خود شما نمی‏دانید.

    از وقتی اینو درک کردم، با خودم عهد بستم که هر اتفاقی برام پیش اومد خدا رو شکر کنم و شکوه نکم. یعنی چه اتفاقی ممکنه برام بیفته که از مصائب امام حسین(ع) سخت تر باشه؟
     نمی دونم بتونم یا نه ولی توانشو فقط از خود خدا می خوام.

    خدایا کمکم کن...


    برچسب ها : خدا خیر ما را می خواهد ,  216 بقره ,  خدایا کمکم کن ,  الحمد لله ,  مصائب امام حسین ,  شکایت از خدا ,  پزشك مسلمان , 
1 2

درباره وبلاگ

دغدغه های یك دانشجوی پزشكی مسلمان
ای خدا درمان و درد ازآن توست...

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic