تبلیغات
پزشک مسلمان - شاه می خواست همه ی جوونا رو ببره سر کار!!!
  • شاه می خواست همه ی جوونا رو ببره سر کار!!!

    تاریخ : شنبه 11 آبان 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : بیمارستان چه خبر بود؟!   ایران، نقد، جامعه و ...  

    راند امروزمون با دکتر خواجعلی بود(متخصص ریه)

    نزدیکای ساعت 11 بود که استاد اومد بیمارستان کاشانی.
    همراه استاد رفتیم سراغ تخت 7 داخلی مردان. یه مریض آسمی بود. یه هفت سالی می شد که آسم داشت و پیش دکترای مختلف هم رفته بود.

    روز قبلش باهاش کلی صحبت کرده بودم و شرح حال گرفته بودم. یه آقای 43 ساله بود که حدود 7 ساله آسم داره.
    خودش می گفت که دکترا گفتن شای یکمی هم شیمیایی باشه. خودش می گفت که زمان جنگ بعد از بمباران حلبچه رفته اونجا. خدا صدام رو لعنت کنه و البته حامیاش رو!

    اسمشو الآن دقیقاً یادم نیست ولی مریض خیلی خوش اخلاقی بود. کلی با هم حال کردیم.
    ولی یکم خسته بود. ناراضی بود. از کارش و بیکاری جوونا گفت. می گفت که اون اواخر، قبل انقلاب شاه توی اصفهان گفته بود که همه ی جوونای ایرانی باید سر کار باشن. شاید اگه بود الآن حرفاشو عملی کرده بود.
    خواستم بگم مرد مؤمن! شاه اون موقع که بود که تمام مشاغل حساس رو داده بود دست مستشارای خارجی! نفتمون که کلا دست خارجی ها بود!پولامون رو هم که می بر دانگلیس و کارخونه های ورشکستشون رو احیا می کرد! کاپیتولاسیون رو هم که تصویب کرده بود! باز خدا رو شکر انقلاب شد و الا الآن همه مون کار داشتیم ولی کارمون حتماً می شد پادویی در خونه و مغازه ی اجنبی!
    شاه نمی خواست جوونای ما رو کار دار کنه، همش سرکاری بود. راست هم می گفت بنده ی خدا! می خواست جوونای ما رو سره کار بذاره دیگه...

    ولی چیزی نگفتم آخه مریضای آسمی با حرص خوردن هم تنگی نفس می گیرین. به علاوه دکتر باید سنگ صبور مریضش باشه تا زودتر خوب بشه. چه سود اگه الکی باهاش بحث می کردمو ... . اتفاقاً هفته ی پیش دکتر اعظمی(استاد اخلاق پزشکی مون) می گفت: «پزشک باید یه شنونده ی خوب باشه. نیازی نیست که در مورد هر حرفی که مریض می زنه اظهار نظر کنه

    به هر حال با این که کلی شرح حال گرفته بودم استاد اصلاً شرح حال نخواست و چیزی هم نپرسید. شیاد به قول دکتر میرحسینی(فوق متخصص غدد) این «شرح حالا نه به درد من می خوره و نه به درد مریض! به درد خودتون می خوره»
    به هر حال دور بیمار استاد کلی در مورد آسم و تشخیص افتارقی هاش توضیح داد. گفت که کلاً ویزینگ یه علامت خیلی مثبته به نفع آسم. البته برونشیت و برونشکتازی و انسداد و ... هم ممکنه که ایجاد ویزینگ کنه.(ویزینگ=خس خس سینه)

    می دونید! همیشه این مواقع رفتار بیمار خیلی برام جالبه. میشینه با دقت نگاه میکنه. البته بعیده از اصطلاحا چیزی بفهمه ولی بازم با دقت گوش می کنه شاید یه چیزی از مشکلش دستگیرش بشه.


    حدود یه ساعت یه ساعت و نیم بالای سر مریض بودیم و استاد کلی برامون توضیح داد.
    راستی امروز سه تا واسکولیت(التهاب عروقی) رو یاد گرفتم که درگیری ریه می دادن: وگنر، چرچ اشتراوس و و PAN کلاسیک


    برچسب ها : اجنبی ,  آسم ,  دکتر خواجعلی ,  واسکولیت ,  راند ,  شاه ملعون ,  شاه می خواست همه ی جوونا رو ببره سر کار , 

درباره وبلاگ

دغدغه های یك دانشجوی پزشكی مسلمان
ای خدا درمان و درد ازآن توست...