تبلیغات
پزشک مسلمان - انسولین و دیابت تیپ 1
  • انسولین و دیابت تیپ 1

    تاریخ : شنبه 26 بهمن 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : درست دارو مصرف کنید   بیمارستان چه خبر بود؟!  

    چند وقت پیش، پسر خاله ی 10 ساله م مبتلا به دیابت تیپ یک شد.

    حتما می دونید که علائم این نوع دیابت بیشتر توی سنین کودکی تا جوانی و یکدفعه ظاهر می شه و تنها درمان موجود فعلی هم تزریق روزانه ی انسولینه.

    برای همین که یکدفعه شروع میشه، کل خانواده رو می بره تو شک. خانواده ی خاله منم همینطور شده بودن. اون اوایل که تازه تشخیص داده بودند و توی بیمارستان بستری بود، تشخیص که قطعی شد، انسولین براش شروع کردن.

    هر موقع بهش سر می زدم، خاله م می گفت:« کاش نمیذاشتم انسولین براش شروع کنن. زود نبود؟» هر دفعه هم من براشون توضیح می دادم که انسولین عادت کردنی نیست. نیاز بدنشه. انسولین یکی از هورمون های بدنه که توی دیابت نوع 1 تولیدش خیلی کم یا قطع میشه. برای همین ما مجبوریم با تزریقش از خارج بدن نیاز بدن رو رفع کنیم. بدنش نیاز داره به انسولین و اگه تزریق نکنه، قندش می ره بالا و اینطور نیست که بدن به انسولین معتاد بشه یا عادت کنه.

    همیشه قبول اینکه یه پسربچه یا یه جوون باید تا آخر عمرش روزی 2-3 بار انسولین تزریق کنه(هرچقدر هم که سرنگ باریک باشه فرقی نمیکنه) خیلی سخته. ولی این یه حقیقته که باید پذیرفت.

    استادمون می گفت که بعضی وقتا خانواده ها نمی تونن قبول کنن. مثلا وقتی قندشون تنظیم شد، میگن: «نکنه خوب شده باشه و انسولینش رو الکی می زنیم؟» برای همین انسولینشون رو قطع می کنن. فردای اون روز بچه رو توی شوک(کتو اسیدوز دیابتی) میارن بیمارستان. البته این یه امر طبیعیه، به قول استادمون، این مرحله، مرحله ی انکاره. یعنی اینکه واقعیت رو نمی تونن قبول کنن. برای همین امتحان می کنن ببینن واقعاً این موضوع حقیقت داره یا نه. البته این کار فوقش یک بار انجام میشه. چون همون بار اول حال بیمارشون انقدر سخت میشه که خانواده متوجه می شن حرف دکتر درسته و باید انسولینشون بی چون و چرا تزریق بشه.

    بدتر از اون اینه که بعضی وقتا هم مشکلاتی که مخصوصاً بچه های دیابتی تیپ 1 پیدا می کنن تقصیر «اقدس خانم، زن اکبر آقای بغال» و «ننه بیگم جان مادربزرگ همسایه روبرویی»هستن!
    چند هفته بعد از شروع بیماری پسرخاله م، یه روز خاله م زنگ زد که فلانی میگه «عسل گون» برای قند خوبه! ازش مزمزه کردم دیدم از عسلای معمولی هم شیرین تره. اونوقت می خواستن بدن به بچه ی دیابتی!؟

    بعضی وقتا دلسوزی نکردن خیلی بهتر از دلسوزی کردنیه که جون یکی دیگه رو به خطر بندازه.
    همینجا از اقدس خانم زن اکبر آقای بغال و ننه بیگم جان عذر خواهی می کنم و عاجزانه ازشون درخواست کنم که از پیچیدن نسخه های تخصصی برای مریضای مختلف خود داری کنن. چون اگر یه بیچاره ای چیزیش بشه، دیگه نمیشه کاریش کرد.

    یه چیز دیگه، همیشه قبل از هر تغییری روی انسولین بچه تون، با دکترتون مشورت کنید.

    والسلام.


    برچسب ها : انسولین ,  دیابت نوع 1 ,  بچه ی دیابتی ,  عادت به انسولین ,  عسل گون ,  عسل گون و دیابت ,  اقدس خانم زن اکبر آقای بغال و ننه بیگمجان , 

درباره وبلاگ

دغدغه های یك دانشجوی پزشكی مسلمان
ای خدا درمان و درد ازآن توست...