تبلیغات
پزشک مسلمان - منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟
  • منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟

    تاریخ : سه شنبه 13 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : ایران، نقد، جامعه و ...  

    منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟

    آنطور که لغت نامه ی عمید نوشته است، نقد یعنی «جدا کردن سره از نا سره». واگر اینطور باشد، پاک کردن عدس از سنگ و کلوخ، نوعی نقد است. که البته به نظر کار درستی می آید.

    و باز فرهنگ عمید می گوید انتقاد یعنی:« بحث کردن درباره ی مقاله یا کتاب، بطوریکه خوبی ها و بدی هایش آشکار شود.» پس به طور کلی می توان از مطالب بالا اینطور بدست آورد که نقد، یعنی بیان خوبی ها و بدی های چیزی به این منظور که سره از ناسره جدا شود و چیزی پاک و عاری از عیب و آلودگی بدست آید. همانطور که در پاک کردن عدس، سنگ ها جدا می شود و تنها عدس که در اینجا «سره» است باقی می ماند.

    اما اگر این کار( نقد ) خوب است و کار را می پالاید و از عیوب پاک می کند، چرا گاهی در برابر آن موضع گیری می شود؟ چرا عده ای خوش ندارند کسی آنها را پالایش و از عیوب بری کند؟

    برای درک بهتر این موضوع، اجزای تشکیل دهنده ی نقد را بر می شماریم. نقد کننده، نقد شونده و عیب مورد نقد. و برای اینکه متوجه شویم که چه عاملی باعث قبول ناپذیر شدن یک نقد می شود، عیوب هریک را ( با توجه به برداشت خودمان) بیان می کنیم.

    نقد کننده:

    منتقد یا نقاد کسی را گویند که عیوب و خوبی های یک کتاب، یک فیلم، یک کار و یا حتی یک شخص را بیان می کند. در واقع این شخص همان کسی است که عدس ها را پاک می کند. پس شاید روش این شخص باشد که مشخص می کند یک نقد قابل پذیرش است یا نه.

    مولای متقیان امام علی علیه السلام می فرماید:« عیوب دوستانتان را به آنها هدیه کنید.» و شاید این یک نکته ی کلیدی باشد. فرض کنید شخصی با چکش بخواهد عدس پاک کند. چیزی که در آخر می ماند خرده های مخلوط عدس و سنگ است که جز دور ریختن به هیچ دردی نمی خورد.

    هر حرفی، روشی و بیانی دارد و آنطور که از کلام امام علی علیه السلام بر می آید، نقاد باید با عشق و دلسوزی، عیوب را طوری بیان کند که نقد شونده نه تنها موضع نگیرد، بلکه با جان و دل بپذیرد.

    متأسفانه چیزی که در حال حاضر رواج دارد، این است که نقد و انتقاد به جای آنکه در خدمت پالایش باشد، در دست تخریب چیانی قرار گرفته که از این شمشیر برای بریدن سر نقد شونده استفاده می کنند. که البته نه تنها موجب رفع عیوب نمی شود، بلکه باعث دلسردی نقد شونده و سوختن اثر وی می شود. شاید بتوان نقد منصفانه را پیشنهاد کرد که همانا بیان توأمان عیب و خوبیست.

    البته باید مد نظر داشت که برای جدا کردن آهن خالص از سنگ آهن، باید از کلنگ و تیشه و آسیاب و آتش استفاده کرد. پس می توان گفت که همیشه اینطور نیست که بتوان با حرف و به صورت مسالمت آمیز چیزی را با نقد درست کرد. گاهی شدت عمل می خواهد. چیزی که مهم است این است که عدس را از سنگ آهن تشخیص بدهیم. و البته نکته ی مشترک هر دو روش، عشق و دلسوزی نقد کننده است.

    نقد شونده:

    گاهی می بینیم که با اینکه نقدی منصفانه است و با اینکه از سر دلسوزی بیان می شود، اما نقد شونده نمی پذیرد که عیبی دارد. و این عیب دیگری، علاوه بر آن عیب اول است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند:« حق را بپذیر حتی اگر از دشمنت شنیده باشی». چه برسد به اینکه آنرا از زبان دوستی خیر خواه، یا دانشجویی دردمند بشنویم. گاهی می شود که می بینیم عدس هایمان سنگ دارد، ولی دست دوستیِ دوستی را که برای پیرایش آن دراز شده نمی پذیریم و این عیبیست بزرگ که شاید مانع پیشرفت و ترقی ما شود.

    دوستی می گفت، یک درخت همیشه به شاخه نیاز ندارد. گاهی نیاز به باغبانی دارد که شاخه ها را حرص کند. و وقتی درخت حرص شد، آنوقت تنومند و بلند می شود.

    چیزی که هرکسی باید بداند این است که لزوماً هر نقدی به معنای دشمنی، و هر نقادی به منزله دشمن نیست. نقد می تواند مانند قیچی باغبانی، عیوب درخت وجود ما را حرص و به نقاط قوت ما مجال رشد و بالندگی دهد.

    عیب مورد نقد:

    گفتیم که نقد کردن، بیان عیوب و خوبی هاست. اما همیشه مثل قضیه پاک کردن عدس نیست که سره از ناسره قابل جدا سازی باشد. گاهی می شود که عیبی هست، ولی توان حل آن نیست. فرض کنید چشم شخصی کور است. چه سود از اینکه هر ساعت بگوئیم آقا چشمت کور است در حالی که می دانیم این مشکل حل نمی شود؟ چه سود که مدام از پوسیده بودن جامه ی کسی عیب بگیریم در حالی که برای تعویضش پولی در کف ندارد؟ چیزی که در نهایت از این نقد عاید می شود، ناراحتی و برخورد قهری کسیست که بر حل عیبش ناتوان است.

    چیزی که هست این است که اگر به درونمان مراجعه کنیم، همه ما درجاتی از این عیوب را در درون خودمان می بینیم. امیدواریم روزی برسد که بتوانیم دست دوستیِ دوستی را که برای پاک کردن عدسهایمان از سنگِ عیوب دراز شده، محکم بفشاریم و بگذاریم دوستی با حرص کردن درخت وجودمان، مجال رشد به نقاط قوتمان بدهد. و روزی بیاید که نقد، قیچی باغبانی باشد، نه تبر و نقاد، باغبان باشد، نه هیزم شکن!

    والسلام


    برچسب ها : حق پذیر ,  پزشک مسلمان ,  فرهنگ عمید ,  جدا کردن سره از نا سره ,  عیوب دوستانتان را به آنها هدیه کنید ,  پاک کردن عدس نوعی نقد است ,  منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟ , 

درباره وبلاگ

دغدغه های یك دانشجوی پزشكی مسلمان
ای خدا درمان و درد ازآن توست...