تبلیغات
پزشک مسلمان - پزشکان مسلمان...
  • پزشکان مسلمان...

    تاریخ : سه شنبه 13 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : دل تنگم میگه...   یه سوزن به خودم  

    اون وقتا وقتی که هنوز دانشگاه قبول نشده بودم، تصورم از پزشک و علوم پزشکی، مثل مردم عادی بود. یعنی همون پزشکای پول دوست زیرمیزی بگیر بی نماز!

    نمی دونم شاید هم فقط من اینطوری فکر می کردم. ولی بالاخره اینطوری فکر می کردم. برای همین تصمیم داشتم اگه دانشگاه قبول شدم و رشته م، پزشکی یا یه چیزی مثل این شد، بشم اولین پزشک مسلمان ایران!؟
    آرزو بود دیگه. بچه بودم و فقط نوک دماغمو می دیدم. نمی دیدم زحمتایی رو که بعضی دکترا می کشن.
    مثلاً دکتر «دروشی» رو نمی شناختم که با چه دغدغه و دلسوزی ای وضعیت مریضاشو پیگیری می کنه و چطوری از خواب و کار و زندگیش میگذره به خاطر سلامت مریضش.

    ندیده بودم واریس پاهای دکتر «میر حسینی» رو که همه میگن بد اخلاقه ولی خداییش نه علمش کمه و نه تعهدش. فقط دلش می خواد مریض درمانشو درست پیگیری کنه.

    نمی دونستم که دکتر «رحیمیان» از صبح زود که میاد بیمارستان، تا شب که ساعت 1 و 2 بامداد بر می گرده 2 ساعت هم استراحت نمی کنه.

    سخت گیری دکتر «مردانی» رو ندیده بودم که چطور با کسایی که جون مریض رو به خطر می ندازن برخورد میکنه.

    نمازای دکتر«رجایی» رو ندیده بودم. فکر می کردم فقط منم که ... .

    هیچ کدوم از اینا رو ندیده بودم و نشنیده بودم. فقط اینو از تلوزیون شنیده بودم که دکترا زیر میزی می گیرن.

    خوب بچه بودم و دهن بین. ولی الآن که همه ی اینا رو دیدم، مطمئنم که پزشکای مسلمان خیلی بیشتر از اونی هستن که من فکر می کردم.

    من هنوز کوچیک تر از اونی هستم که بخوام یه پزشک مسلمان مثل اساتیدم بشم.
    خیلی کوچیک تر...


    برچسب ها : پزشک مسلمان ,  پزشکان مسلمان ,  زیرمیزی پزشکان ,  دکتر رحیمیان ,  دکتر میرحسینی ,  سخت گیری های دکتر مردانی ,  دلسوزی های دکتر دروشی , 

درباره وبلاگ

دغدغه های یك دانشجوی پزشكی مسلمان
ای خدا درمان و درد ازآن توست...