تبلیغات
پزشک مسلمان
  • پزشک مسلمان

    تاریخ : پنجشنبه 23 شهریور 1391 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : دل تنگم میگه...  

    من یک دانشجو هستم
    یک دانشجوی پزشکی
    من یک مسلمانم. حتی قبل از اینکه پزشک باشم
    دوست دارم روزی بیاید که تسکینی برای درد دردمندان باشم
    حتی اگر شده فقط با یک لبخند
    و روزی بیاید که عاشق خدا شوم
    حتی اگر دیگر پزشک نباشم
    و  خدا هم مرا دوست بدارد
    حتی اگر هنوز هم پزشک باشم

    خدا...


    برچسب ها : پزشک مسلمان ,  دانشجوی پزشکی ,  من مسلمانم ,  عاشق خدا ,  خدا ,  دانشجوی مسلمان , 
  • قرص اشتها، کبد روی هوا!

    تاریخ : دوشنبه 19 خرداد 1393 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : درست دارو مصرف کنید   بیمارستان چه خبر بود؟!  

    یه چند روزی میشد که دادشم به توصیه ی دوستای هم دانشگاهیش، یه سری قرص افزایش اشتها رو برای افزایش وزنش از داروخونه خریده بود و با شوق و ذوق زیاد مصرف می کرد.

    مادرم از همون اول با مصرف این قرصا مخالف بود و می گفت شاید ضرر داشته باشن. برادرم هم که دوستاش از همین قرصا می خوردن، می گفت که عیبی ندارن و مشکلی ایجاد نمی کنن.

    تا اینکه سه روز پیش وقتی داشتم آماده می شدم برم بیمارستان، مادرم بسته ی قرصا رو داد بهم و گفت ببر به استادت نشون بده ببین عوارضی جیزی نداشته باشن.

    منم گذاشتم توی کیفم. بیمارستان که رسیدم، توی راه پله بیمارستان هاجر، دکتر شفیق(فوق تخصص گوارش) رو دیدم. قرصا رو از کیفم در آوردم و ماجرا رو براش تعریف کردم.
    پرسیدم:« آقای دکتر خوردن این قرصا مشکلی ندارن؟»
    بسته ی قرصا رئ ازم گرفت و یه نگاهی کرد. بعد گفت :« خوبن. بخور.« و بعد به سمت بالای پله ها حرکت کرد. یکدفعه برکشت و گفت:« فقط ممکنه کبدت بره روی هوا! »

    با خودم فکر کردم، آخه افزایش وزن به چه قیمتی؟


    برچسب ها : کبد ,  قرص افزایش اشتها ,  عوارض قرس افزایش اشتهای ,  Fat Fast ,  دکتر شفیق ,  افزایش وزن به چه قیمتی , 
  • فکر کنم با لیزر عمل کنید مشکلی پیش نیاد!

    تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : درست دارو مصرف کنید   بیمارستان چه خبر بود؟!  

    امروز با دکتر علوی(جراحی عمومی) راند داشتیم.

    رفتیم سر یه مریض که یه خانم حامله بود و علائمش به کوله سیستیت ( التهاب کیسه صفرا) می خورد. همراهش از دکتر سوال کرد که « عملش نمی کنید؟»

    دکتر علوی براش توضیح داد که چون توی سه ماهه اول حاملگی هست، احتمال آسیب دیدن جنینش زیاده برای همین فعلا درمان دارویی و آنتی بیوتیکی می کنیم تا سه ماهه دوم و اونوقت لاپاراسکوپی عملش می کنیم.

    ولی همراه مریض اصرار داشت که دکتر عملش کنه. می گفت« ولی فکر کنم اگه با لیزر عمل کنید مشکلی پیش نیاد!» دکتر گفت : « شما فکر می کنید؟یعنی مطالعه داشتی؟ » همراه مریض که یه خانم میان سالی بود گفت:«نه همینجوری می گم.»!!!


    مسئله اینجاست که خیلی وقتا مردم «همینجوری» یه سری تجویزایی می کنن و یک سری درخواستایی از دکترشون می کنن که هم به ضرر  مریضه و هم به ضرر دکتر.


    مشابه همین مسئله رو جایی داریم که مریض توی مطب از دکترش می خواد که فلان دارو و بهمان دارو رو براش بنویسه. ولی نمی دونه که این فلان و بهمان دارو چه عوارضی دارن. حتی یه استامینوفن ساده هم می تونه خطرناک باشه. اگر علم و حکمتی پشتش نباشه.


    لطفا مراقب خودتون باشد


    برچسب ها : عمل کیسه صفرا ,  همینجوری ,  عمل لیزری کیسه صفرا ,  درخواست بدون علم ,  لطفا مراقب خودتون باشید ,  پزشک مسلمان , 
  • آنژیوکت بچه م رو در بیار

    تاریخ : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : بیمارستان چه خبر بود؟!  

    امروز برادرم یه ماجرای عجیب برام تعریف کرد.
    برادرم در حال حاضر کار آموز بخش اطفاله. تعریف می کرد مادر یکی از مرضا مثلا می خواست برای بچه ش دلسوزی کنه اومده بود و اصرار داشت که آنژیوکت بچه ش رو در بیارن. داداشم میگه:«وقتی اصرارش رو دیدم براش توضیح دادم که این آنژیوکت پلاستیکیه و بچه دردی نداره و اینکه لازمه توی دستش باشه». ظاهراً مادره قانع شد و رفت توی اتاق مریضش.
    چند دقیقه بعد برادرم برای کاری رفت توی همون اتاق. مادره دوباره ازش می خواد که برانول رو از دست بچه ش در بیاره. برادرم دوباره براش توضیح می ده و میره بیرون.
    چند دقیقه بعد بازم برادرم می ره همون اتاق. ایندفعه مادره می گه:« بگو چقد پول می خوای تا همین الآن برات بنویسم تا این رو از دست بچه م بیرون بیاری.»
    داداشم گفت:« هنوز امثال شما که فکر می کنن میشه همه چیز رو با پول خرید منقرض نشدن؟»


    گاهی پیش میاد که ما معنی دلسوزی درست نمی فهمیم. والا هیچ دکتر و پرستاری دوست نداره بی دلیل سوزن و سرم توی دست مردم بکنه و شکم مریضا رو پاره کنه.
    فکر می کنید اون دکتری که داره از یه بچه ی سرطانی نمونه مغز استخوان می گیره خیلی خوشحاله؟ ولی می دونه که این کار باید انجام بشه و به نفع مریضه.

    خداییش به دکترا و پرستارا اعتماد کنید.


    برچسب ها : آنژیوکت بچه م رو در بیار ,  دلسوزی ,  میشه با پول همه چیز رو خرید؟ ,  مغز استخوان ,  به دکترا اعتماد کنید , 
  • داروی سرخود

    تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : درست دارو مصرف کنید   بیمارستان چه خبر بود؟!  

    چند وقت پیش یه مریضی رو دیدم بیمارستان، که لنفوم(یه نوع سرطان سلولای ایمنی) داش و گره لنفاوی گردنی سمت چپش تورم کرده بود. بعد به جای اینکه بیاد و درمان کنه، رفته بود سر خود کورتون (داروی ضد التهاب) مصرف کرده بود. اونم برای یه مدت طولانی و هر هفته.
    برای یه مدت ورمش فروکش کرده بود ولی کم کم عوارض داروش پیدا شد. به علاوه خود بیماریش هم به جای اینکه تظاهر پیدا کنه و پزشک متوجه بشه، علائمش مخفی شده بود.

    به نظر خیلی وقت می رسید که دارو رو مصرف می کرد چون کلاً قیافش مثل یه کوشینگی(ترشح بیش از حد کورتون در بدن) شده بود یعنی صورت و بدنش چاق شده بود و دست و پاش لاغر، پشت گردنش بوفالوهامپ(علامتی مثل گردن بوفالو که در اثر تجمع چربی ایحاد می شود) ایجاد شده بود.

    یعنی با این دوز و مدتی که این مریض، دارو مصرف می کرد، علاوه بر مشکل اصلیش، دچار نارسایی آدرنال(غده ی فوق کلیه) هم شده بود و اگه یکدفعه داروهاش قطع می شد، فشارش شدیداً می افتاد و می مرد. برای همین استادمون علاوه بر دارو های یگه، مقداری کورتون هم براش نوشته بود.

    وقتی با استادمون رفتیم بهش سر زدیم، استادمون بهش تأکید کرد که خودت دیگه کورتون نخور من برات نوشتم اینجا بهت می دن.
    گفت باشه.
    وقتی از اتاق رفتیم بیرون، یکی از مریضا که هم اتاقیش بود و دم در وایساده بود گفت که این هنوز خودش هم داره کورتون می خوره.
    یعنی علم و نظر دکتر متخصصش هیچ، نظر خودش مهم تر بوده.

    نمی دونم چرا بعضی مریضا فکر می کنن خودشون بهتر می دونن چشونه و چطور خودشون رو درمان کنن. هزار و یک بلا سر خودشون میارن و آخرش...

    خلاصه نمی دونم آخر عاقبت این مریض چی شد، ولی همین نکته رو می خواستم بگم که داروی سر خود مصرف کردن، یعنی یه چیزی مثل این آقا! مریضی شما رو که درمان نمی کنه هیچ، کلی عوارض هم ایجاد میکنه.

    یادمه اون اوایل قبولیم تو کنکور، یه روز پسر عموم گفت دیشب اینجای صورتم(روی فک تحتانیش) یه چیز دایره ای سفت زده بود. می تونه آبسه باشه؟»
    گفتم:« آره.»
    گفت:« منم برای همین جنتامایسین شروع کردم هر دو ساعت!»

    بیچاره نمی دونست که همین جنتامایسین با این دوز وحشتناک، چه آسیبی به کلیه و شنواییش می زنه.

    خواهشاً مراقب خودتون باشید...

    والسلام


    برچسب ها : کورتون ,  نارسایی آدرنال ,  کوشینگ ,  ماسکه شدن علائم لنفوم ,  جنتامایسین هر 2 ساعت ,  خودشون بهتر می دونن چشونه ,  مراقب خودتون باشید , 
  • منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟

    تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | نویسنده : صادق | نظرات : نظر | موضوع : ایران، نقد، جامعه و ...  

    منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟

    آنطور که لغت نامه ی عمید نوشته است، نقد یعنی «جدا کردن سره از نا سره». واگر اینطور باشد، پاک کردن عدس از سنگ و کلوخ، نوعی نقد است. که البته به نظر کار درستی می آید.

    و باز فرهنگ عمید می گوید انتقاد یعنی:« بحث کردن درباره ی مقاله یا کتاب، بطوریکه خوبی ها و بدی هایش آشکار شود.» پس به طور کلی می توان از مطالب بالا اینطور بدست آورد که نقد، یعنی بیان خوبی ها و بدی های چیزی به این منظور که سره از ناسره جدا شود و چیزی پاک و عاری از عیب و آلودگی بدست آید. همانطور که در پاک کردن عدس، سنگ ها جدا می شود و تنها عدس که در اینجا «سره» است باقی می ماند.

    اما اگر این کار( نقد ) خوب است و کار را می پالاید و از عیوب پاک می کند، چرا گاهی در برابر آن موضع گیری می شود؟ چرا عده ای خوش ندارند کسی آنها را پالایش و از عیوب بری کند؟

    برای درک بهتر این موضوع، اجزای تشکیل دهنده ی نقد را بر می شماریم. نقد کننده، نقد شونده و عیب مورد نقد. و برای اینکه متوجه شویم که چه عاملی باعث قبول ناپذیر شدن یک نقد می شود، عیوب هریک را ( با توجه به برداشت خودمان) بیان می کنیم.

    نقد کننده:

    منتقد یا نقاد کسی را گویند که عیوب و خوبی های یک کتاب، یک فیلم، یک کار و یا حتی یک شخص را بیان می کند. در واقع این شخص همان کسی است که عدس ها را پاک می کند. پس شاید روش این شخص باشد که مشخص می کند یک نقد قابل پذیرش است یا نه.

    مولای متقیان امام علی علیه السلام می فرماید:« عیوب دوستانتان را به آنها هدیه کنید.» و شاید این یک نکته ی کلیدی باشد. فرض کنید شخصی با چکش بخواهد عدس پاک کند. چیزی که در آخر می ماند خرده های مخلوط عدس و سنگ است که جز دور ریختن به هیچ دردی نمی خورد.

    هر حرفی، روشی و بیانی دارد و آنطور که از کلام امام علی علیه السلام بر می آید، نقاد باید با عشق و دلسوزی، عیوب را طوری بیان کند که نقد شونده نه تنها موضع نگیرد، بلکه با جان و دل بپذیرد.

    متأسفانه چیزی که در حال حاضر رواج دارد، این است که نقد و انتقاد به جای آنکه در خدمت پالایش باشد، در دست تخریب چیانی قرار گرفته که از این شمشیر برای بریدن سر نقد شونده استفاده می کنند. که البته نه تنها موجب رفع عیوب نمی شود، بلکه باعث دلسردی نقد شونده و سوختن اثر وی می شود. شاید بتوان نقد منصفانه را پیشنهاد کرد که همانا بیان توأمان عیب و خوبیست.

    البته باید مد نظر داشت که برای جدا کردن آهن خالص از سنگ آهن، باید از کلنگ و تیشه و آسیاب و آتش استفاده کرد. پس می توان گفت که همیشه اینطور نیست که بتوان با حرف و به صورت مسالمت آمیز چیزی را با نقد درست کرد. گاهی شدت عمل می خواهد. چیزی که مهم است این است که عدس را از سنگ آهن تشخیص بدهیم. و البته نکته ی مشترک هر دو روش، عشق و دلسوزی نقد کننده است.

    نقد شونده:

    گاهی می بینیم که با اینکه نقدی منصفانه است و با اینکه از سر دلسوزی بیان می شود، اما نقد شونده نمی پذیرد که عیبی دارد. و این عیب دیگری، علاوه بر آن عیب اول است. حضرت علی علیه السلام می فرمایند:« حق را بپذیر حتی اگر از دشمنت شنیده باشی». چه برسد به اینکه آنرا از زبان دوستی خیر خواه، یا دانشجویی دردمند بشنویم. گاهی می شود که می بینیم عدس هایمان سنگ دارد، ولی دست دوستیِ دوستی را که برای پیرایش آن دراز شده نمی پذیریم و این عیبیست بزرگ که شاید مانع پیشرفت و ترقی ما شود.

    دوستی می گفت، یک درخت همیشه به شاخه نیاز ندارد. گاهی نیاز به باغبانی دارد که شاخه ها را حرص کند. و وقتی درخت حرص شد، آنوقت تنومند و بلند می شود.

    چیزی که هرکسی باید بداند این است که لزوماً هر نقدی به معنای دشمنی، و هر نقادی به منزله دشمن نیست. نقد می تواند مانند قیچی باغبانی، عیوب درخت وجود ما را حرص و به نقاط قوت ما مجال رشد و بالندگی دهد.

    عیب مورد نقد:

    گفتیم که نقد کردن، بیان عیوب و خوبی هاست. اما همیشه مثل قضیه پاک کردن عدس نیست که سره از ناسره قابل جدا سازی باشد. گاهی می شود که عیبی هست، ولی توان حل آن نیست. فرض کنید چشم شخصی کور است. چه سود از اینکه هر ساعت بگوئیم آقا چشمت کور است در حالی که می دانیم این مشکل حل نمی شود؟ چه سود که مدام از پوسیده بودن جامه ی کسی عیب بگیریم در حالی که برای تعویضش پولی در کف ندارد؟ چیزی که در نهایت از این نقد عاید می شود، ناراحتی و برخورد قهری کسیست که بر حل عیبش ناتوان است.

    چیزی که هست این است که اگر به درونمان مراجعه کنیم، همه ما درجاتی از این عیوب را در درون خودمان می بینیم. امیدواریم روزی برسد که بتوانیم دست دوستیِ دوستی را که برای پاک کردن عدسهایمان از سنگِ عیوب دراز شده، محکم بفشاریم و بگذاریم دوستی با حرص کردن درخت وجودمان، مجال رشد به نقاط قوتمان بدهد. و روزی بیاید که نقد، قیچی باغبانی باشد، نه تبر و نقاد، باغبان باشد، نه هیزم شکن!

    والسلام


    برچسب ها : حق پذیر ,  پزشک مسلمان ,  فرهنگ عمید ,  جدا کردن سره از نا سره ,  عیوب دوستانتان را به آنها هدیه کنید ,  پاک کردن عدس نوعی نقد است ,  منتقد بد است؟ ما حق پذیر نیستیم؟ یا نقدمان بی اثر است؟ , 
1 2 3 4

درباره وبلاگ

دغدغه های یك دانشجوی پزشكی مسلمان
ای خدا درمان و درد ازآن توست...